ارتباط داماد با خانواده عروس
معمولاً خانواده ها در پذیرش
فردی به عنوان داماد که قصد سپردن دختر خود را به او دارند، بسیار محتاطانه عمل
کنند، زیرا احساس می کنند فردی که بر زندگی دخترشان سیطره پیدا می کند باید فردی
قابل اعتماد باشد که بتواند امنیت خاطر دخترشان را فراهم نماید. میزان دلسوزی
والدین برای دختران بیشتر است چرا که معتقدند او دارای قدرت دفاعی کمتری در برابر
ناملایمات و بد رفتاری هاست. وظیفه داماد هم این ایت که با دختر آنان خوش رفتاری
نماید و رضایت خاطر او را جلب کند و با او صمیمی باشد و نفقه او را بپردازد و
نیازهای غریزی و عاطفی وی را تأمین نماید. بدین ترتیب او با انجام رفتاری نیک راه
خود را به سوی خانه والدین همسر خویش گشوده است. اگر دخترها پس از ازدواج از دسترسی
به خانواده و والدین خود محروم بمانند و یا کمتر بدان دسترسی داشته باشند، روحیه ی
آن ها به تدریج تخریب می شود این امر زمینه ساز بروز اختلالات روانی در آن ها می
شود. پس باید همسر، از این آزادی عمل برخوردار باشد که هرگاه خواست به تنهایی به
منزل والدین خود برود. گاهی به دلیل پیری و بیماری والدین خانم، آن ها نیاز به کمک
و مساعدت های زیادی دارند و لازم است میزان ارتباط او با خانواده خویش بیشتر شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

بسیاری از مشکلاتی که در زندگانی همسران جوان ظهور می کند، اغلب ریشه در مسائلی
دارد که در روزهای نخستین دیدارها در رفتار والدین و خواهر و برادر بزرگتر و دیگر
بستگان مطرح می شود. خانواده عروس باید با انجام رفتارهای مناسب و مطلوب سابقه ذهنی
خوبی را برای داماد خود ایجاد کند تا جایی برای بهانه جویی های او باقی نگذارد. پس
باید از همان ابتدا برنامه ای جهت انجام دیدارهای مناسب و خوب در نظر بگیریم تا
مشکلی پیش نیاید. در این رابطه باید به موارد ذیل توجه کرد
الف) از اولین تلفنی
که برای انجام مراسم خواستگاری می شود ارتباط ها آغازمی شود، پس باید پاسخ را به
خوبی داد و به خوبی از تلفن کننده که معمولاً مادر داماد است استقبال کرد و برنامه
ملاقات را براساس خواست وی تنظیم کرد. /
ب) در مراسم خواستگاری باید متین و
موقر بود و اندیشیده سخن گفت و صحبت های به جا بر زبان آورد: اشکالی ندارد والدین
مهریه را به دختر خود اعلام کنند که او همان را مطرح کند. تعیین میزان خرید و
چگونگی برگزاری مجالس و تعداد مهمانان با توافق بین دختر و پسر صورت گیرد
پ) در
مراسم عقد و دوران عقد نیز باید با داماد و خانواده او به گونه ای برخورد کرد که
نقطه ضعفی به دست آن ها نداد
ت) باید ترتیبی داده شود که مداخله ای در تعاملات
همسران جوان صورت نگیرد، زیرا این امر به میزان فاصله خانواده داماد جوان از
خانواده والدین عروس می افزاید.
ث) مراسم عروسی باید متناسب با میزان توانایی
داماد برگزار شود
ج) بعد از عروسی باید رفتارهایی به قاعده و وزین داشت و
برخوردهایی همراه با احترام را مدنظر قرار داد و از اجبار و تحمیل پرهیز کرد
چ)
سر زدن به دختر پس از ازدواج امری ضروری است زیرا اگر به او سر نزنند ممکن است این
احساس در ذهن داماد پدید آید که او محبوبیتی نزد خانواده خود ندارد
ح) برخورد
نکردن با داماد براساس پیش داوری های نادرست و نامناسب و نگاه نکردن به او براساس
نگرش های منفی؛ باید در مورد داماد واقع بین بود نباید به همه بدبین بود و نسبت به
همه خوش بین، بلکه باید واقع نگر باشیم.
خ) اگر از تمکن مالی برخوردار هستیم و
در می یابیم که همسران جوان زندگانی خود را با سختی و تنگ دستی می گذرانند، خوب است
در اندازه توانمان به آن ها کمک کنیم ولی حمایت های اقتصادی و مالی از داماد نباید
به گونه ای افراطی باشد که به عزت نفس و کرامت او و همسرش آسیب برسد یا به گونه ای
که او دیگر نیازی به کار و تلاش در خود احساس نکند
د) ابراز دوستی و علاقه مندی
نسبت به داماد امری مهم و درخور توجه است و چه خوب است که گاهی پدر زن، مادرزن و در
صورت امکان برادران بزرگتر به داماد تلفن بزنند و احوال او را جویا شوند و ابراز
علاقه نمایند
ذ) رسیدگی در اوقات سختی نشانه علاقه مندی به داماد است؛ مثلاً سر
زدن به او عیادت از وی در هنگام ابتلا به بیماری در مواردی که مادرزن و یا پدرزن
مجبور هستند در خانه داماد خویش زندگی کنند باید در تصمیمات همسران جوان مداخله
نکنند، مگر اینکه طرف مشورت قرار گیرند.
تا حد امکان در کارهایی که احتمال شکست
می رود داماد خود را سهیم نکنیم، زیرا در صورت پدید آمدن زیان، گاه مشکلی دایمی
برای دخترمان درست می کنیم
ز) با توجه به اینکه جو جامعه به اختلاف مادرزن و
داماد زیاد دامن می زند باید دو طرف این ماجرا به گونه ای عمل کنند که مشکلی پیش
نیاید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

دعوا و اختلاف هم از اینجا شروع می‌شود که عروس و داماد کلام یا رفتار (گفته‌ها و اعمال) مادر زن یا مادرشوهر را نوعی دخالت در زندگی خود می‌دانند و رفتار آنها را اهانت به خود تلقی می‌کنند. از طرف دیگر، مادرزن یا مادرشوهر هم انتظار دارند که عضو تازه خانواده احترام آنها را نگه دارد و جایگاهی خاص برایشان در نظر بگیرد.

در حقیقت، آنها تلاش می‌کنند ائتلافی به ضرر طرف دیگر شکل دهند. اما چرا بین مادرشوهر و عروس و تاحدی کمتر، بین مادرزن و داماد اختلاف و تعارض پیش می‌آید؟

می‌دانیم که یکی از زیباترین پیوندهای موجود در عالم هستی پیوند بین مادر و فرزند است. از سوی دیگر، مادر طی سال‌ها زندگی، نوعی احساس هویت خاص در خانه پیدا می‌کند و خانه را با ارزش‌ها و افکار و سلایق ویژه خود اداره می‌کند. او عشق فرزندان و همسرش را به خود احساس می‌کند و از سوی دیگر، عشق و محبت خود را نثار آنها می‌سازد. به این ترتیب، مادر شکلی از نظارت را برخانه و خانواده اعمال می‌کند (این موضوع به‌ویژه در جوامع شرقی، از جمله در کشور ما نمود بارزتری دارد). او در خانه‌ای که خود در ساخت و برپایی‌اش نقش داشته هویت خویش را می‌یابد و طبیعی است که هر فردی یا شرایطی که این نقش را با مخاطره روبه‌رو کند یا عشق و عواطف فرزندان را از او به جانب دیگری بازگرداند نوعی تهدید برای او، عواطفش، احساس ارزشمندی، هویت و در نهایت، حس نظارت او بر خانواده محسوب می‌شود. این موضوع علت اصلی روان‌شناختی رفتار مادرشوهر یا مادرزن است.

به نظر روان‌شناس‌ها، پسر برای مادر ثمره تلاش‌ها و درگیری عاطفی اوست. وقتی می‌بیند که پسرش به سمت زن دیگری رفته، با خود می‌اندیشد که مبادا تأثیرش را بر فرزندش از دست داده باشد. او وجوه این تأثیر را در اطاعت قبلی فرزند از خود، در مراقبتی که فرزند از او می‌کرد و در احترامی که به وی می‌گذاشت می‌بیند و چون احساس می‌کند که پسرش دیگر به حد سابق از وی اطاعت نمی‌کند و برایش احترام قائل نیست یا به اندازه کافی از او حمایت و مراقبت نمی‌کند احساس می‌کند که فرزندش دیگر از وی تأثیر نمی‌پذیرد. از سویی، زن دیگر که در اینجا عروس است هم نمی‌تواند بپذیرد که شوهرش احساس امنیتی را که انتظار دارد از او دریغ کند و انتظار دارد شوهر صددرصد عشق و محبتش را صرف او کند.

پسر برای مادر ثمره تلاش‌ها و درگیری عاطفی اوست. وقتی می‌بیند که پسرش به سمت زن دیگری رفته، با خود می‌اندیشد که مبادا تأثیرش را بر فرزندش از دست داده باشد.
از اینجاست که تعارض مادرشوهر و عروس بروز می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حتی اگر عروسی احترام بالایی برای مادرشوهرش قائل باشد و بین آنها کمترین حد تعارض و اختلاف وجود داشته باشد، باز هم از نظر روان‌شناختی نوعی گسست بین آنها وجود خواهد داشت. این تعارض شخصی نیست، شخصیتی است. این تعارض تلاش برای حفظ موقعیت از یک سو و ایجاد موقعیتی جدید از سوی دیگر و جلب توجه شوهر (پسر) است. بعضی از روان‌شناسان اجتماعی نوعی تعارض بین نسلی را هم در این زمینه دخیل می‌دانند. افکار و رفتار نسل‌ها با یکدیگر متفاوت است و این اختلاف سلایق و خواسته‌ها به تعارض مادرشوهر و عروس می‌انجامد.

اما مادرشوهر و عروس یا مادرزن و داماد در چه زمینه‌هایی با یکدیگر اختلاف دارند؟ دکتر تری‌آپتر، روان‌شناس دانشگاه کمبریج، در یک تحقیق با عده‌ای مادرشوهر و عروس و مادرزن و داماد مصاحبه کرد و سپس به تحلیل نتایج آن پرداخت. او براساس یافته‌های این بررسی، از وضعیت عروس‌ و داماد و مادرشوهر و مادرزن می‌گوید. از نظر رابطه بین مادرشوهر و عروس، عروس‌ها رابطه خود را با مادرشوهرهایشان «پرفشار»، «ناراحت‌کننده»، «سخت و دشوار» توصیف کرده‌اند. مادرشوهرها هم رابطه با عروس‌هایشان را «پرتنش»، «سخت» و «ناراحت‌کننده» دانسته‌اند. تعداد کمی از مادرشوهرها عروسان خود را «دوستی خوب و نازنین» یا «خوب مثل دختر خودم» دانسته‌اند.

با نگاهی اجمالی به علل ایجاد کننده این تعارضات می توان دریافت که نیاز اولیه مادر شوهر کسب احترام و حرمت در روابط درک عواطف و دلسوزی اوست و نیاز اولیه عروس یا داماد دارا بودن عرصه برای تجربه ، آزمون و خطا، یادگیری مدیریت زندگی تازه تشکیل شده و اثبات هویت و توانایی خویش است . لذا اگر طرفین با این نیاز طرف مقابل آشنا باشند و آن را به مثابه ابزار لازم برای ارتباطی موثر بدانند بسیاری از تشنجات درون خانواده از میان خواهد رفت. دختر یا پسری که قدم در خانواده همسر می گذارد باید بداند که قدرت شنیدن برخی سخنان را بالا ببرد و شنیدن آن برابر با عمل کردن قطعی آن نیست. کافی است فقط داشتن یک گوش شنوا را نمرین کنند . بر فرض که مادر همسر از روی دلسوزی و حس مادرانه نکته ای را یاد آور شود اگر با پیش زمینه منفی قبلی با این رفتار برخورد نکنیم متوجه می شویم که لازم است نیاز شخصیتی او را مورد توجه قرار دهیم و مقابله های مستقیم و بدون فکر نمی تواند برای ما راهگشا باشد

مادران نیز باید بپذیرند که قرار نیست زندگی فرزند آنها هم مثل خود آنها منظم و بدون اشکال و اشتباه باشد بلکه آنها ازدواج کرده اند تا بیاموزند ، بسازند و تکامل یابند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

شکایت های عروس از مادرشوهر

* بی احترامی مادرشوهر و به رسمیت نشناختن هویت عروس به رغم عشق و محبت پسرشان.

* دخالت های نا بجا در زندگی زن و شوهر. انگار آنها بچه اند و مادرشوهر باید آنها را تر و خشک کند.

* شرایط ایجاد شده نامساعد در خانواده شوهر

* دخالت در نحوه تربیت فرزند و نحوه خانه داری او (عروس)

* تنش ناشی از خواسته مادرشوهر برای همه چیز در بهترین حالت خود بود.

شکایت های مادرشوهر از عروس

* عدم درک خصومت عروس به خود و رفتار خویش

* اشتباه دانستن نظرهای مادرشوهر

* اجبار به حرف زدن با او برای راهنمایی

* بی توجهی به شوهر

* بی توجهی به زندگی و آشفتگی خانه و خانواده اش

* گوش سپردن مدام به حرف های مادر و خواهر خودش

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

به نظر روان شناس ها، پسر برای مادر ثمره تلاش ها و درگیری عاطفی اوست. وقتی می بیند که پسرش به سمت زن دیگری رفته، با خود می اندیشد که مبادا تأثیرش را بر فرزندش از دست داده باشد. او وجوه این تأثیر را در اطاعت قبلی فرزند از خود، در مراقبتی که فرزند از او می کرد و در احترامی که به وی می گذاشت می بیند و چون احساس می کند که پسرش دیگر به حد سابق از وی اطاعت نمی کند و برایش احترام قائل نیست یا به اندازه کافی از او حمایت و مراقبت نمی کند احساس می کند که فرزندش دیگر از وی تأثیر نمی پذیرد. از سویی، زن دیگر که در این جا عروس است هم نمی تواند بپذیرد که شوهرش احساس امنیتی را که انتظار دارد از او دریغ کند و انتظار دارد شوهر صددرصد عشق و محبتش را صرف او کند.

از این جاست که تعارض مادرشوهر و عروس بروز می کند. بررسی ها نشان می دهد که حتی اگر عروسی احترام بالایی برای مادرشوهرش قائل باشد و بین آنها کمترین حد تعارض و اختلاف وجود داشته باشد، باز هم از نظر وران شناختی نوعی گسست بین آنها وجود خواهد داشت. این تعارض شخصی نیست، شخصیتی است. این تعارض تلاش برای حفظ موقعیت از یک سو و ایجاد موقعیتی جدید از سوی دیگر و جلب توجه شوهر (پسر) است. بعضی از روان شناسان اجتماعی نوعی تعارض بین نسلی را هم در این زمینه دخیل می دانند. افکار و رفتار نسل ها با یکدیگر متفاوت است و این اختلاف سلایق و خواسته ها به تعارض مادرشوهر و عروس می انجامد.

اما مادرشوهر و عروس یا مادرزن و داماد در چه زمینه هایی با یکدیگر اختلاف دارند؟ دکتر تری آپتر، روان شناس دانشگاه کمبریج، در یک تحقیق با عده ای مادرشوهر و عروس و مادرزن و داماد مصاحبه کرد و سپس به تحلیل نتایج آن پرداخت. او بر اساس یافته های این بررسی، از وضعیت عروس و داماد و مادرشوهر و مادرزن می گوید از نظر رابطه بین مادرشوهر و عروس، عروس ها رابطه خود را مادرشوهرهایشان «پرفشار»، «ناراحت کننده»، «سخت و دشوار» توصیف کرده اند. مادرشوهرها هم رابطه با عروس هایشان را «پرتنش»، «سخت» و «ناراحت کننده» دانسته اند. تعداد کمی از مادرشوهرها عروسان خود را «دوستی خوب و نازنین» یا «خوب مثل دختر خودم» دانسته اند.

دامادها عمدتاً پدر زن خود را «دوستی نزدیک» دانسته اند، چنان که عروس ها هم پدرشوهر خود را این گونه توصیف کرده اند. از سوی دیگر، پدرشوهرها هم عروس های خود را «به حد کافی خوب» دانسته اند. دکتر آپتر، سپس، شکایت های عروس را از مادرشوهر بیان کرده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:
1- با یک درونگری و خودکاوی متوجه می شوید شما
تمرکز بسیار افراطی روی رفتارهای منفی خانواده همسرتان دارید و نقاط منفی آنها را
زیر ذره بین گذاشته اید پس از این تمرکز افراطی به تدریج کاهش داده و لیستی از نقاط
مثبت و خوبی ها هر چند اندک را نوشته و سعی کنید آنها را مورد توجه خود قرار
دهید.
2- سعی کنید هدفتان را از رابطه با خانواده همسرتان مشخص کنید و اگر
هدفتان احساس رضایت همسرتان است و احترام متقابلی است که همسرتان به خانواده شما
دارند ، شما باید تا حد ممکن با گذشت و مدیریت گفتگو جلساتی که شما با خانواده
شوهرتان دارید را به رضایت درونی نزدیک کنید مثلا موضوع گفت و گو را تغییر دهید و
موضوع خوشایند دیگری را جایگزین کنید.
3- سعی کنید با تفکر همه یا هیچ مبارزه
کنید یعنی شما نباید با خودتان بگویی یا باید در این رفت و آمدها همه چیز بر وفق
مرادم باشد و همه چیز خوشایند باشد یا اینکه باید کامل ارتباط را کنار بگذارم
.
4- با خود بگویید که روان و شخصیت من از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و
نباید با این گونه گفتارها و رفتار هایی که فاعل آن من نبودم دچار استرس و افسردگی
شود.
5- هیچ وقت قصد انتقام جویی را در ذهن نپرورانید و بد را با بد جواب ندهید
زیرا اگر رفتار و گفتارهای آنها بد باشد شما هم مانند آنها خواهید شد اما سعی کنید
با مهارت بالا در مقابل گفتارها و رفتارها ایستادگی کنید و در قالب شوخی و ظنز و یا
در فضای مناسب با لحن مناسب نسبت به رفتارها و گفتارهای غیر منطقی آنها واکنش مناسب
نشان دهید.
6- با فراگیری مهارت های شوهر داری سعی کنید رابطه خودتان را
باهمسرتان بهتر کنید و برای اصلاح خطاهای شناختی همسرتان گاهی اوقات خوبی های
خانواده اش را به ایشان بگویید.
7 - همانطور که شما از خانواده خودتان به زندگی
جدیدی وارد شده اید همسرتان هم از خانواده خودذ جدا شده و به زندگی جدیدی که حد و
مرز دارد وارد شده است و هر دوی شما پاسخگوی رفتارهای خودتان هستید بنابراین سعی
نکنید به هیچ وجه مشکلاتی که با خانواده همسرتان دارید به صورت سرزنش آمیزی روی
همسرتان خالی نکنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 


وقتی ما ازدواج می کنیم، اکثر ما توجه نمی کنیم که با
یک خانواده دیگر وصلت کرده ایم. ممکن است این خانواده رسم و رسوم، رفتارها، و
عادتهایی برخلاف ما داشته باشند

یکی از سخت ترین رابطه هایی که ما برقرار
می کنیم، با خانواده شوهر است.

وقتی ما ازدواج می کنیم، اکثر ما
توجه نمی کنیم که با یک خانواده دیگر وصلت کرده ایم. ممکن است این خانواده رسم و
رسوم، رفتارها، و عادتهایی برخلاف ما داشته باشند
. بعضی
از مسائل وجود دارد که نباید اقوام شوهر در آنها دخالت
کنند.

موضوع اول پول و یا نداشتن پول است.

زمانی که خانواده همسر سعی می کنند زوج را از لحاظ مالی حمایت کنند یا
اهداف مالی در سر دارند، عاقلانه آن است که موضوع را عوض کنیم. مطمئننا در بیشتر
موارد خانواده همسر سعی می کنند که به فرزند و یا عروس و دامادشان کمک کنند اما اگر
آنها این قصد را داشته باشند که روش زندگی خودشان را بر زندگی فرزندشان پیاده کنند،
نشان می دهد
که آنها قصد دخالت و فضولی در زندگی شما را دارند. دلیلی
ندارد که خانواده ها از فرزندانشان به خاطر نحوه خرج کردن پولشان، یا پس انداز کردن
آن یا حتی مقدار درآمد ماهیانه شان عیبجویی کنند. اگر نیاز مبرمی به پول پیدا
کردید عاقلانه تر آن است که از افراد دیگری پول قرض بگیرید. بهترین راه این است که
برخی مسائل زندگیتان را بین خودتان خصوصی و شخصی کنید
و در خانواده های همسرتان
نفوذ نکند...
دومین و شاید سخت ترین مورد بین همسر و خانواده
همسر بچه ها هستند. نگهداری فرزندتان توسط خانواده همسر یک اشتباه بزرگ است.
حتی اگر آنها
صلاحیت و توانایی این کار را داشته باشند اما نگهداری فرزندتان توسط آنها می تواند
به یک موضوع ناراحت کننده بین شما تبدیل شود. خانواده همسر پدربزرگ و مادربزرگ
هستند نه یک مراقب. اگر پدربزرگ و مادربزرگ ها در نقش یک مراقب باشند آنها می
توانند تمام رفتارهای شخصی خودشان را وارد تربیت بچه شما بکنند
. در این صورت
بچه ها دو سری پدر و مادر خواهند داشت و خانواده همسر هم حق دخالت بیشتری در تربیت
و شکل گیری شخصیت فرزند شما دارند.


برای بیشتر افراد، ارتباط برقرار کردن با خواهرشوهر و مادرشوهر
بسیار سخت است.
حتی اگر مادرشوهرشان را به عنوان بهترین دوستشان بدانند. موارد
بسیاری وجود دارد که زن ها توسط مادرشوهرانشان احساس تحقیر و سرزنش می کنند. تنها
علت قابل قبول آن حس حسادتی است که در این رابطه وجود دارد.


بسیاری از
مادرشوهرها نگران نحوه رفتار کردن عروسشان با پسرشان هستند.
حتی اگر رابطه عروس
و مادرشوهری بسیار دوستانه باشد، مادرشوهر هر شب با عروس تماس می گیرد تا ببیند
عروسش برای دردانه اش بعد از پشت سر گذاشتن یک روز سخت کاری چه غذایی درست کرده
است. زیرا او نمی تواند تحمل کند که پسرش بعد از یک روز سخت کاری یک غذای آماده و
سطحی بخورد. او همچنین به اتو کردن لباسهای پسر و نوه اش اصرار می کند. با این کار
او می خواهد این حقیقت را روشن کند که من لباسهای پسرش را اتو نمی
کنم.


درچنین مواردی
بهترین طرز برخورد با مادرشوهر، تشکر کردن از اوست.
اجازه دهید هرآنچه که می
خواهد انجام دهد، و به یاد داشته باشید که این شما هستید که هر شب همسرتان را در
خانه می بینید. اگر او فکر می کند شما تنبلید پس چه کسی کارهای خانه پسرش را
انجام می دهد؟
او همسر و فرزند شما را دوست دارد و می خواهد بهترین کارها را
برای آنها انجام دهد...................پدر و مادرها عیوب فرزندانشان را خوب می دانند،
و نیازی به یادآوری آنها نیست.
انجام دادن این کار مشکلات عدیده ای را سبب می
شود. اگر همسرتان مشکلاتی دارد با دوستانتان در میان بگذارید نه با مادرشوهرتان.
زیرا زمانی که مشکلتان با شوهرتان حل شد، هرآنچه که شما درمورد همسرتان با
مادرشوهرتان مطرح کردید به خاطرش می ماند
. بهترین راه این است که مشکلات
زناشویی تان را با دوستانتان و یا غریبه ها مطرح کنید یا در دفتر خاطراتتان یادداشت
کنید.


درمورد رابطه من و
مادرشوهر هم باید بگوییم که ابتدا ممکن است ارتباط برقرار کردن با او کمی سخت باشد
اما با مشخص کردن حد و حدودی بین شما و او مشکل حل می شود
. هرگز نباید مسائل
مالی تان را با خانواده همسر در میان بگذارید، یا مراقبت از بچه هایتان را به
خانواده همسرتان بسپارید و یا بدگویی همسرتان را نزد خانواده اش بکنید. پس نتیجه می
گیریم که خانواده شوهر هنوز هم ما را به چشم فرزندانشان می بینند. و این نشان دهنده
عشق و دوست داشتن بین ماست.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱

 

 

قبل از آنکه دختری ازدواج کند همیشه به این مسئله می اندیشد که عروس خوبی برای
خانواده شوهر خواهد شد . هنگام خواستگاری و چند روز بعد از آن رفتار تحسین برانگیزی
دارد و سعی می کند احترام ها حفظ شود. اصولا در این زمان انتظارات و توقعات کمرنگ
است و وی فقط پسر را می خواهد و بس ! اما به محض اینکه اوضاع جدی شد و و عقد صورت
گرفت و اطمینان حاصل شد، کم کم توقعات ، انتظارات ، حرف و حدیث ، بحث و جدل و
دلخوری ها شروع می شود!

شاید بتوان به جرات گفت که  سرچشمه تمام اختلافات مادر شوهر و عروس بر مبنای
حدسیات، سو ظن ها ، سوء تفاهمات ، افکاری مغرضانه و توقعات، انتظارات  و محبت های
بیجاست ! که اگر این امور نباشد کمتر عروس و مادر شوهری مجادله می کنند.

گاهی مادر شوهر صحبتی با عروس میکند که عروس آنرا کنایه می پندارد و گاهی عروس
حرفی به مادر شوهر میزند که مادر شوهر آن را مغرضانه قلمداد می کند .

محبت های بیجا :مادر شوهر عاشق پسرش است و مدام سراغ پسرش را میگیرد و به او
محبت می کند! به طوری که محبت به پسرش بسیار بیشتر از محبت به عروسش میشود.

این امر نباید فراموش شود که مادران به فرزند پسر خود علاقه خاصی دارند و این
امری طبیعی ، ذاتی و غریزیست! همانگونه که اکثر دختران باردار عاشق این هستند که
فرزند پسر متولد کنند! محبت مادر به فرزند پسرش بیشتر از روی غریزه است ، مادران
همیشه نگران پسرشان هستند و این امر دست خودشان نیست و عروس باید این امر را به خود
بقبولاند و حسادت نورزد زیرا مطمئنا خودش هم با فرزند پسرش همین گونه خواهد بود .پس
نباید سعی کند که پسر را از مادرش جدا کند چرا که همین امر موجب دلخوری مادر پسر
خواهد شد و باالطبع مشکلات زیادی را همراه خواهد داشت.

محبت های مادر به فرزند هم باعث می شود که پسر به مادرش علاقه خاصی نشان دهد و
همین مسئله هم باعث حسادت همسرش می شود زیرا حسادت جز اخلاقهای ذاتی زن است و فرقی
نمی کند . اکثر پسرها قدرت کافی برای راضی نگه داشتن هر دو طرف ندارند و همین امر
باعث می شود که دختران یا مادران همدیگر را متهم نمایند در صورتی که متهم اصلی پسر
است که نتوانسته بین علاقه به همسر و مادر خویش تعادل برقرار کند ! زیرا میخواهد
احترام هر دو حفظ شود و بنابراین دست به قضاوت می زند و یا حق را به مادر خود می
دهد و باعث دلخوری همسرش می شود و یا برعکس.در صورتی که تجربه ثابت کرده پسرها قدرت
قضاوت صحیح را در این مقوله ندارند پس بهتر است یا دخالت نکنند و یا بدون طرفداری
بیجا، سعی در ایجاد آرامش کنند و به نوعی سنگ صبور باشند و در مقابل دلخوری های
همسر یا مادر فقط دلداری بدهند و سعه صدر داشته باشند که البته همچین اخلاقی به
دلیل خصوصیت ذاتیشان کمتر در پسر ها دیده می شود !

پس بهتر است همسران و مادران به جای قاضی قراردادن شوهر یا پسر مسئله را بین خود
حل و فصل کنند و با قانون طبیعت که  در فوق بیان کردم کنار بیایند!

انتظارات و دخالت های بی مورد از عروس :عروس را به حال خود بگذارید، و نظرات
شخصی خود را به او تحمیل نکنید همین اصل را همه مادران برای دختران خود هم انجام
میدهند اما این مسئله با عروس متفاوت است زیرا عروس از خانواده ای دیگر است با خلق
و خو ها و رفتارهای متفاوت . اگر مادر شوهر نظرات خود را به عروس تحمیل نکند و
بگذارد اگر او اشتباهی هم میکند خودش نتیجه آن را ببیند خیلی بهتر است. گاهی مادر
شوهران تجربه های خود را در اختیار عروس می گذارند اما این سوءتفاوهم به وجود می
آید که وی دارد دخالت می کند در این حالت مادر شوهر نیت خیر داشته اما عروس به نیت
شر برداشت میکند و همین باعث دلخوری میشود .

شاید عروس بعدها به تجربه مادر شوهر برسد اما همین نتیجه برای او شیرین تر از آن
است که بخواهد زیر بار ارشاد مادر شوهر برود!!

اکثر مادر شوهران از روی حسن نیت و دلسوزی به عروس حرفی می زنند که مطمننا باعث
دلخوری عروس میشود. پس نتیجه می گیریم مادر شوهر هیچگاه نباید برای عروس خود دلسوزی
کند زیرا هیچ کس دوست ندارد کسی برایش دلسوزی کند و البته اینکه خیلی از افراد اصلا
جنبه دلسوزی ندارند!

موارد بسیاری در جدال عروس و مادر شوهر دخیل هستند اما منشا اکثر آنها همین
مسائل است .شاید بتوان گفت خیلی از رفتارهای عروس و مادر شوهر غیر عمدیست اما طرفین
آن را عمدی و سوء نیت می پندارند!

یکی از مسائلی که همیشه بین مادر شوهران و عروسها رد و بدل میشود این است که
مادر شوهر به عروس میگوید تو همچون دختر من هستی ! خب این جمله اشتباه است زیرا
عروس در آن خانواده بزرگ نشده که به تمام خلق و خو ها و رفتارهای مادر شوهر و
خانواده اش آگاه باشد و جرات انتقاد یا پیشنهاد داشته باشد.از طرفی هم عروس باید
بداند گاهی با مادر خودش هم اختلاف نظر دارد و دلخور میشود پس انتظار اینکه همیشه
با مادر شوهرش خوب باشد و از وی رفتار ایده آلش را ببیند ،توقعی بی جاست.

با همه این احوال عروس همیشه باید همانطور که احترام مادر خود را حفظ میکند با
وجود اختلاف نظرهایش با مادر همسر خود نیز همین رویه را پیش بگیرد و صبوری کند زیرا
هر چه باشد او بزرگتر است و تجربه های بیشتری دارد و مطمئنا بد عروسش را نمیخواهد
مگر در مواردی که ناسازگاری به اوج خود برسد

این امر را مطمئن باشید که احترام متقابل و به جا بهترین جواب را میدهد
در هر شرایطی احترام را فراموش نکنید حتی اگر محبت نمی کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱
← صفحه بعد