نقش  مادر شوهر در زندگی

در ابتدا همه تلاش می کنند که ارتباط شان با همسرشان خوب باشدو فراموش می کنند در
چه جامعه ای ،با چه فرهنگ و باید و نباید هایی روبه رو هستند.
با ازدواج و پذیرفتن نقش جدید ، خانواده ی طرف مقابل از
زندگی اش محو نمی شود و این هنر ما و شریک زندگی مان است که چگونه بین روابط قدیم و
جدید ، تعادلی بر قرار کنیم که به هیچ کدام لطمه وارد نشود.

خیلی از خانم ها با مادر و خواهر خود هر روز مکالمه ی تلفنی نسبتا طولانی داشته
و از مسائل زندگی شان تعریف می کنند و خیلی از پسرها بعد از ازدواج هنوز نسبت به
خانوده ی خود احساس مسئولیت کرده و می خواهند نقش مرد خانواده ی خود را بازی کنند.و تمام این ها زمانی تبدیل به یک معضل می شود
که

زن و شوهر در کنار تعهد به خانواده ی خود در قبال همسر خود بی توجه هستند و یا
هر کدام ازآنها به قدری انحصار طلبند که نمی توانند کس دیگری را در قلب و ذهن همسر
خود تحمل کنند حتی اگر مادری باشد که او را به دنیا آورده است.

 

در این مقاله روی صحبت ما با دختر خانم دیروز است که امروز تصمیم گرفته است همسر
کسی که دوستش دارد ، باشد و در کنار آن عروس خانواده ای که با هزار امید پسرشان را
به خانه ی بخت می فرستند.کار سختی است. بخصوص اگر فرهنگ ها و انتظارات در دو
خانواده با هم متفاوت باشد.

 

روزهای اول که به تعارفات معمول می گذرد و هر دو طرف سعی می کنند بهترین رفتار
را نشان دهند اما کم کم پرده های خجالت کنار می رود و با خودمانی تر شدن ، بعضی
مشکلات پیش می آید.از یک طرف مادر شوهر نمی تواند تحمل کند پسری که تا دیروز بیشتر
وقتش را با او می گذرانده و محبتش را نثار او می کرده ، از امروز توجهش به سمت شخص
دیگری باشد. از یک طرف تازه عروس هم نمی خواهد عشق و علاقه ی همسرش را با کسی نصف
کند.

تا حدی هر دوی این احساسات طبیعی است . اما باید بعد از مدت کوتاهی
طرفین به یک تحلیل منطقی برسند و گرنه داماد بیچاره به جای لذت بردن از زندگی و
لحظات عاشقانه ، باید مثل شورای حل اختلاف عمل کند.

 

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید